تبليغاتX
کوچ معنیٍ من است.
روز ‎نگاشته‎ها (خاطرات)

بینا باش که چشمها را برای دیدن آفریدهاند و

داوری را بسپار به انسانهایی که مدعی «انسانبودن» نیستند!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 15:58  بدست مهرسا Mehri Mohebbi 

می گفت: اینروزها دلم نمیخواهد...

حتّی برای چشمهایم هم...

آنقدر از پول بدم آمده است که...

آنقدر از آدمها دلگیرم که...

نه، اینروزها روز من نیست،

دلم برای رفتن لک زده است،

ای کاش که این سفر آخرم باشد!


گفتم: آن طرفها خبری است؟


گفت: میروم، از این ماندن مردابی دلگیرم، دلم برای پریدن لک زده است.

دروغ میگویند چشمهایی که بودنت را دنبال میکنند،

دروغ میگویند دستهایی که نوازش کردنت را ممارست...

میروم، از تمام دستها و چشمها و قلبها دلگیرم!


گفتم: کجای این ماجرا را بازیگردان بودهای؟


گفت: سالهاست حتی زندگی خودم را تماشاچیام!

آدمها به استثمار کشیدهاند مرا. دیگر برایم هیچ چیز معنایی ندارد!


گفتم: ...


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 8:50  بدست مهرسا Mehri Mohebbi  | 




هنوز نرفته، چه دلتنگ شمایم مهربان!!!



+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:50  بدست مهرسا Mehri Mohebbi