"M" significa "Mujer"
"E" significa "e" o "y"
"H" significa "Hombre"
"R" significa "Respiran"
"I" significa "IRAN
ایران را نفس می کشیم،
در عمق جانمان جاری ست... .
Desde Teheran para el mundo,
La gente libre,
La gente liberal,
La gente amada de su país,
de lo que deben tener
no que les dan el gobierno…
el aire para respirar
el aire puro
el aire de la primavera roja, verde y azul,
"respirar es nuestro derecho… ."
اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى از خانه برون چيست كه از خويش به در شو
گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو
خاكِ پدران است كه دستِ دگران است هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو
ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو
فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو
ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو
چقدر سخت است ببینی شهر«ت» هر روز دارد به قدر صد سال پیر می شود... .
این روزها همه جا شب است، همه روزها تاریکِ دودهای دردآلود و همه شب ها دلگیر سفر مهتاب،
کوچکتر که بودم هم خدا را می شناختم، هم خودم را؛ نماز خواندن بلد بودم، حرف های خوب می زدم و هیچ صدای زشتی جرات نداشت سکوتم را بشکند،
کوچکتر که بودم هم مادر می خندید و هم پدر دست هایش همیشه پُر بود از سخاوتِ سبز باهار و حرارتِ تابستانی مملو از درو،
کوچکتر که بودم دروغ کار بدی بود
و «دروغگو دشمنِ خدا بود... »
کوچکتر که بودم حرف هایم ارزش داشت، بودنم مغتنم بود، دست هایم هر چه می نوشت خوانده می شد و حلقومم هر چه را می سرود به گوشِ زمانه خوش می آمد،
کوچکتر که بودم «بزرگ» دیده می شدم؛ نمی دانستم روزی خواهد رسید که در عینِ بالندگی و بلوغ، کوچک دیده شوم، که نه، اصلا دیده شدنی در کار نباشد،
کوچکتر که بودم...
چقدر همه چیز سبز بود،
چقدر پاییز دور به نظر می رسید و چقدر...
این روزها انگار روزهای پاییز دنیاست
و دِریغ که از پسِ پاییز،
زمستانی سخت در راه است.
«میان صبح و سیاهی همیشه مرزی هست
به چهار راهه حرمت، چراغ سبزی هست... .»
می خواستم «خود» را بسُرایم که
بزرگی از آنسوتر با نگرانی احوالم را پرسید.
جاری شدی چون آب بر خاکی که خون است
رودی٬ نه٬ دریا٬ رفتنت امواج گون است... .