تبليغاتX
کوچ معنیٍ من است. - این‎روزها
روز ‎نگاشته‎ها (خاطرات)

می گفت: اینروزها دلم نمیخواهد...

حتّی برای چشمهایم هم...

آنقدر از پول بدم آمده است که...

آنقدر از آدمها دلگیرم که...

نه، اینروزها روز من نیست،

دلم برای رفتن لک زده است،

ای کاش که این سفر آخرم باشد!


گفتم: آن طرفها خبری است؟


گفت: میروم، از این ماندن مردابی دلگیرم، دلم برای پریدن لک زده است.

دروغ میگویند چشمهایی که بودنت را دنبال میکنند،

دروغ میگویند دستهایی که نوازش کردنت را ممارست...

میروم، از تمام دستها و چشمها و قلبها دلگیرم!


گفتم: کجای این ماجرا را بازیگردان بودهای؟


گفت: سالهاست حتی زندگی خودم را تماشاچیام!

آدمها به استثمار کشیدهاند مرا. دیگر برایم هیچ چیز معنایی ندارد!


گفتم: ...


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 8:50  بدست مهرسا Mehri Mohebbi  |